ArticlesStatesmenWoman e-zineًRestorationAYAM contemporary Historical ReviewO.HistoryPublicationsViewpoints and untold eventswith caravan of history(doc)Foreign Policy StudiesNewsمصاحبهwith caravan of history(photo)conferences
صفحه اصلی » مقالات » معضل عدم اشتغال و نقش آن در مهاجرت ايرانيان به روسيه در نيمه نخست قرن14ق

کلمات کليدی :
 همه کلمات
تک تک کلمات

 

نشریه الکترونیکی بهارستان

138

غزه در آتش و خون

 

 

رقص چوبها به مناسبت کودتای 28 مرداد

 

 

پیشینه فرش

 

 

زندگی و اقدامات لارنس آلمانی در ایران
مطیع ترین وزیر امور خارجه ایران
سهم  ساواک در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی
محمد باقرخان تنگستانی

اخبارNEWS

فروشگاه مجازي موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران افتتاح شد  |+| بزودی آغاز به کار وب سايت جديد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران

Google

تاریخ و جلوه های عزاداری امام حسین(ع)در ایران با تکیه بر دوران صفویه

 

 

چند قطره خون برای آزادی

 

 

زندگی سیاسی و اجتماعی آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری

 

فصلنامه تاریخ معاصر 61-62

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 61-62

 

فصلنامه تاریخ معاصر 63

فصلنامه تاریخ معاصر ایران

شماره 63

کتابفروشی سرای تاریخ

Adobe Reader V 8.0

20.8 MB

 

معضل عدم اشتغال و نقش آن در مهاجرت ايرانيان به روسيه در نيمه نخست قرن14ق 

محمدحسن پورقنبر

Mpourghanbar8@gmail.com

 

يکي از چالشهاي اجتماعي ـ اقتصادي نسبتا مهمِّ دو قرن اخيرِ ايران را مي توان مهاجرت سرمايه‌هاي انساني به خارج از کشور، در نتيجه شيوع بيکاري در جامعه و عدم ايجاد اشتغالِ مکفّي در درون قلمرو ايران، عنوان نمود. با اين اوصاف، نيروي کار ايراني، اعم از متخصّص و غيرمتخصّص، به جاي آنکه توانايي خود را در راستاي پيشرفت و رونق اقتصادي کشور صرف نمايد، در راستاي تامين معاش خود و خانواده، مجبور به ترکِ سرزمين آباء و اجدادي گرديده، راهي ديار غربت مي شود. در اين مقاله سعي شده تا به طور بسيار مختصر و بر اساس ارائه برخي آمار و ارقام، اين چالش، در طي نيم قرن (1300-1350ق، 1260-1310ش) از تاريخ معاصر ايران، مورد بررسي قرار گيرد. 

 

مطالب ارائه شده از سوي يک منبع تاريخي، حاکي از اين است که تعداد تقريبي مهاجران ايراني به کشورهاي مجاور طي اواسط قرن13ش بدين ترتيب بود: «در عراق عرب به قول دفتري روم شصت وچهارهزار... بيست وچهارهزارنفر به قول دفتري در اسلامبول که الحال در اين مدت گويا بيشتر از اينها باشند و همچنين است حاجي طرخان هجده هزار و تفليس از روي قانون باشبرد دولت روسيه چهارهزار است...» . 1
 
اين روند مهاجرت ايرانيان به قلمرو دول مجاور، به خصوص همسايه شمالي که عمدتا در راستاي يافتنِ شغل بوده، تا اوايل قرن 14ش تداوم يافت. از يک سو، بنابر ادّعا، تعداد افراد ايراني شاغل در کشورهاي همجوار، تا سالهاي منتهي به انقلاب مشروطه، تقريبا يک ميليون نفر برآورد شده 2، اما از طرف ديگر، برخي نيز رقم واقعي را کمتر از پانصد هزارنفر عنوان کردند3. با زوال اقتصاد سنتي و توان محدود اقتصاد جديد در تامين کار براي هزاران نفر در محل سکونت شان، رها کردنِ مناطق روستايي به قصد شهر در جست وجوي شغل، تدريجا به روندي مداوم تبديل گرديد. اما از آنجا که شهرها فقط ظرفيت محدودي براي عرضه شغل و سرپناه به تازه واردين داشتند غالبا دروازه‌هاي شان را به روي مهاجرين مي بستند. با اين اوصاف، مناطق آن سوي مرزها، به شاخص ترين جايگزين براي مهاجرت افراد جوياي کار بدل شد4.
 
در اين ميان، روسيه، بيشترين نقش را در پذيرفتن مهاجران ايراني و ايجاد اشتغال براي آنان بازي نمود. روسها، درصدد ايجاد تغييرات اقتصادي گسترده و عظيمي در سرزمين خود طي قرن 19م و اوايل قرن 20م بودند، ازين رو، سياست اقتصادي دولت محور، مقتدرانه و پوياي روسها به منظور نوگرايي اقتصادي و توسعه پروژه‌هاي عظيم صنعتي، سبب کمبود نيروي کار در اين کشور مي شد، بنابراين، بهترين نقطه براي جذبِ خيلِ عظيمِ سرمايه هاي انساني جوياي کار محسوب مي شد. 5
 
مهاجرت بسياري از ايرانيها به ويژه از مناطق آذري نشين به قلمرو روسيه، روندي عمده و مستمر در نيمه دوم قرن19م بود و تا انقلاب کمونيستي 1917م (1295ش)، صدها هزار ايراني در مناطق جنوبي امپراتوري روسيه سکني گزيدند. 6 گرچه اکثر مهاجران از نواحي آذربايجانِ ايران عازم منطقه قفقاز مي شدند، با اين حال، تعداد قابل توجهي نيز از منطقه خراسان به آسياي مرکزي عزيمت مي کردند. بنابر روايت، تعداد ايرانيهاي حاضر در آسياي مرکزي، در طول ده سال، از تقريبا بيست و چهار هزار نفر در سال 1897م (1275ش) به پنجاه و پنج هزار نفر در سال 1907م (1295ش) افزايش يافت. 7
 
مدارک و اسناد نشان اين است که تعداد جوازهاي کاري که کنسولگري روسيه در تبريز صادر کرد، از شانزده هزار در سال 1891م (1270ش) به سي و سه هزار عدد در سال 1900م (1279ش) افزايش يافته بود. در سال 1911م يعني چهار سال بعد از وقوع انقلاب مشروطه، از مجموع صدونودودو هزار کارگري که به صورت قانوني وارد روسيه شدند، صدوشصت هزار نفر ايراني بودند. 8 نکته قابل توجه اينجاست، که اين تعداد، فقط مربوط به کساني بوده که به صورت قانوني و رسمي از مرز گذشتند، مطمئنّا، اگر تعداد افرادي که به طور غيرقانوني و مخفيانه از ايران وارد قلمرو روسها شدند مشخص مي گرديد، تعداد مهاجران، به مراتب بيشتر از اين عدد بود. همچنان که آمارهاي ارائه شده ديگري، مبتني بر اين است که در سال 1913م (1291ش)، ايرانيان مقيم روسيه، بالغ بر چهارصدوپنجاه تا پانصد هزار نفر بود و علاوه بر آن، صد الي دويست هزار نفر ديگر نيز هر ساله، به منظور کارهاي فصلي به روسيه رفته ولي اقامت دائم نداشتند. 9
 
با توجه به برخي گزارشها، به نظر مي رسد که بعد از پايان دوره قاجار، و در زمان حکومت پهلوي اول نيز (اگرچه نه با گستره و شدّت سابق) روند مهاجرت ايرانيان خصوصا آذري زبانها به خاک همسايه شمالي، در راستاي تامين معيشت، به طور متناوب تداوم يافت. چنانکه مطابق با گزارشي مورخ فروردين 1314ش از سوي حاکم ايالت آذربايجان به مقامات حکومتي در تهران، از شيوع بيکاري در ميان اهالي آن قسمت از خاک ايران به خصوص زارعين و کسبه سخن رفته، و اينکه اشخاص مذکور: «به واسطه بيکاري و پريشاني براي تحصيل معاش به خاک خارجه رفته و در آنجا به واسطه نبودن کار به عملياتي مشغول ميشوند که مخالف حيثيات رعاياي دولت شاهنشاهي است يا اينکه از فرط اضطرار به تکدّي مشغول ميشوند». 10
 
در ادامه، علاوه بر پيشنهاد اعطاي وام به مبلغ بيست هزار تومان به زارعين و کسبه آسيب ديده از رکود اقتصادي، طرحي مبني بر ايجاد تاسيسات زيربنايي و عمراني در آن منطقه، در راستاي جذب نيروهاي بيکار ارائه گرديد: «ضمنا مقرر شود راه شوسه شرفخانه و راه قطور و خيابان جديد خوي را شروع به ساختمان نمايند و بلديه هاي نقاط ثلاثه فوق هر يک در قسمت خود يک عده از بيکاران را به عملگي و کار وادار کنند که از ممرّ معاش آنان تامين گردد». 11
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. محمدشفيع قزويني، قانون قزويني، به کوشش ايرج افشار، بي جا: طلايه، 1370ش، ص46.
2. ج. باري ير، اقتصاد ايران 1900-1970م، تهران: موسسه حسابرسي سازمان صنايع ملي و سازمان برنامه، 1363ش، ص47.
3. فريدون آدميت، فکر دموکراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت ايران، تهران: پيام، 1355ش، ص15.
4. تورج اتابکي، دولت و فرودستان، ترجمه: آرش عزيزي، تهران: ققنوس، 1390ش، ص65.
5. همان، ص67.
6. همان، صص61-62.
7. همان، ص71.
8. همان، صص73-75.
9. جان فوران، مقاومت شکننده، ترجمه: احمد تدين، تهران: موسسه رسا ، 1377ش، ص201.
10. اسنادي از انجمنهاي بلدي، تجار و اصناف (1300-1320)، ج2، تهيه و تنظيم: معاونت خدمات مديريت و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد، 1380ش، ص673.
11. همانجا.



نام:                
*رايانامه( Email):
موضوع :
*نظر شما:


تماس با ما : 38-4037 2260 (9821+) - Info@iichs.net

کليه حقوق اين سايت متعلق به موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد
درج مطالب در سایت لزوماً به معنی تاييد آن نيست

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است
بهترین حالت نمایش: IE8 یا نسخه بالاتر